3 ابان 1393 | 19:37
تحلیل نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران
یکشنبه 26 خرداد 1392 | 11:35
حسن بهشتی‌پور
اشتراک | ارسال | چاپ
طبق اعلام ستاد انتخابات وزارت كشور، حسن روحاني با کسب 50.70 درصد از آراء رييس جمهور شد. وزير کشور ميزان مشارکت در انتخابات را 72.7 درصد اعلام کرد.


بر اساس اين بيانيه، از مجموع 36 ميليون و 704 هزار و 156 آراي شرکت کنندگان در انتخابات ، دکتر حسن روحاني با 18 ميليون و 613 هزار و 329 راي هفتمين رييس جمهور ايران شد.

نتايج اين انتخاب را شايد بتوان از بسياري جهات متفاوت با ده انتخابات رياست جمهوري ديگر در ايران دانست. براي تحليل نتايج اين رويداد تاريخي مي‌توان به مهم‌ترين موارد ذيل اشاره کرد:

تحليل نتايج انتخابات

1- انتخاب آقاي روحاني از سوي اکثريت شرکت‌کنندگان در راي گيري، برخلاف تصور اکثر تحليلگراني بود که اصرار داشتند نظام جمهوري اسلامي ايران به مهندسي انتخابات پرداخته حالا يا مهندسي از نوع شوراي نگهبان و يا مهندسي از لحاظ چينش آراء مردم . نتايج غير منتظره اين انتخابات بطلان تمامي اين تبليغات را به اثبات رساند.

2- در اين انتخابات امانتداري نظام جمهوري اسلامي ايران در قرائت آراء مردم جلوه‌اي نوين را براي نمايش اقتدار ملي به جهان ارائه کرد که تعجب اکثر ناظران را برانگيخت.

3- اعاده اعتبار ملي که در اثر مشکلات بوجود آمده در انتخابات سال 1388 به شدت مخدوش شده بود، بزرگترين دستاورد اين انتخابات است که بي‌شک اهميت آن کمتر از پيروزي کانديداي رقيب دولت حاکم در اين انتخابات نيست .

4- رفتار وعملکرد قابل قبول دولت احمدي نژاد در برگزاري يک انتخابات شگفتي‌ساز در حالي که مشايي کانديداي اصلي دولت رد صلاحيت شده بود، بي‌شک گام مهمي در آخر و عاقبت به خيري دولتي است که مرتب متهم مي شد که قصد دارد با اتخاذ مواضع ساختارشکنانه، صحنه رقابت سالم انتخاباتي را به نفع کانديداي رد صلاحيت شده برهم بزند، اما همه ديدند که اين نوع اتهامات بي‌اساس صرفا به امنيتي‌شدن جو انتخابات دامن مي‌زد و بي‌پايه و اساس‌ بودن آن نيز به اثبات رسيد.

5- موفقيت آقاي روحاني براي جلب اعتماد اکثريت شرکت‌کنندگان در هفته آخر انتخابات، از يکسو مرهون گذشت و فداکاري حرفه‌اي دکترعارف بود که بزرگ‌منشانه از تصميم خردجمعي همانطور که وعده کرده بود، تبعيت کرد و با استناد به نامه آقاي خاتمي رئيس جمهور اسبق، عرصه رقابت را به نفع اقاي روحاني ترک کرد، تا تجميع آراء به دست آيد. از سوي ديگر هماهنگي بين آقايان خاتمي و هاشمي رفسنجاني اتحاد قوي از همه گرايش‌هاي ميانه‌رو اعم از اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرايان در حمايت از آقاي روحاني بوجود آورد؛ چنين حمايتي قوي، فضا را براي جلب اعتماد اکثريت شرکت‌کنندگان در انتخابات براي راي دادن به آقاي روحاني مساعد کرد.

6- کانديدهاي اصول‌گرايان همان اشتباهي را که اصلاح طلبان درانتخابات سال 1384 مرتکب شده بودند، تکرار کردند. در آن سال اصلاح‌طلبان که گمان قدرت بي‌رقيب داشتند از ائتلاف بين خودشان با کارگزاران سازندگي که از هاشمي رفسنجاني حمايت مي‌کردند، خوداري کردند؛ در نتيجه شکسته شدن آراء کانديداهاي اصلاح‌طلب آقاي احمدي نژاد به دوردوم رسيد و در نهايت توانست با آراء بيشتري در دوردوم آقاي رفسنجاني را شکست دهد و به عنوان ششمين رئيس جمهور ايران کار خود را آغاز کند.

دراين انتخابات اين بار اصول‌گرايان بودند که با يک اشتباه محاسباتي تاريخي به خاطر گمان قدرت بي‌رقيب، به جاي آن که بين آقايان قاليباف، جليلي و ولايتي وحدت به وجود آورند، با همديگر رقابت کردند، در نتيجه مجموع آراء اين سه نفر12 ميليون و پانصد و چهارده هزار و نهصد و هشتاد و يک راي شد در حالي که اگر با هم متحد مي‌شدند به احتمال زياد انتخابات به دور دوم کشيده مي‌شد.

7- کانديداي اصلي رقيب آقاي روحاني، يعني آقاي قاليباف، شهردار تهران، تقريبا از هشت سال پيش که درانتخابات سال 1384 درهمان دور اول از رقابت کنار رفته بود، عزم خود را جزم کرد تا طي هشت سال با کمک مجموعه مديراني که توانسته بودند کارنامه درخشاني در تهران ارائه کنند، با تکرارتجربه آقاي احمدي نژاد ازخيابان بهشت به خيابان پاستور برود، اما او نتوانست آراء اکثريت مردم به ويژه نخبگان را به خود جلب کند.

آراء نخبگان از آن جهت اهميت داشت که درسال‌هاي اخير بيشتر به سمت اصلاح‌طلبان گرايش نشان داده‌اند. در دوره‌هاي قبل نخبگان جامعه نشان داده اند مي‌توانند در کوتاه‌ترين زمان ممکن موج‌هاي انتخاباتي به راه بيندازند؛ البته آقاي قاليباف در انتخاب خواستگاه راي‌دهندگان نيز دچار محاسبه غلط شد و مشاوران او نتوانستند در موضع‌گيري‌هاي او بويژه در برنامه‌هاي مناظره تلويزيوني جايگاهي را که او به دنبالش بود در اذهان عمومي مردم بسازند.

آقاي قالي باف با کارنامه درخشان از کارآمدي و مديريت بدترين تدبير تبليغاتي و نوع موضع‌گيري را در تلويزيون از خود به نمايش گذاشت، تا جايي که حتي فيلم مستند حرفه‌اي را که براي او ساخته بودند، نتوانست اثرات منفي مناظره‌هاي زنده تلويزيوني به ويژه در بخش سوم را از بين ببرد.

8- آقاي ولايتي اين ديپلمات کهنه کار ايراني نيز نتوانست بد قولي را که در همان ابتدا به مردم ايران وعده داده بود جبران کند؛ همه انتظار داشتند او درباره ائتلافي که به مردم وعده آن را داده بود، صادقانه عمل کند و درهمان ابتدا بر سرعهدي که با قاليباف و حداد عادل بسته بود، نتيجه نظرسنجي‌ها را مي‌پذيرفت و کنار مي‌رفت، اما شايد تحت فشار ديگران و يا شايد به دليل اشتباه در محاسبات، به رتبه پنجم در ميان شش کانديدا نزول کرد که اين خود درس عبرتي براي همه اصول‌گراياني است که با مباني ديني و اخلاقي وفاي به عهد آشنا هستند وبه ضرورت اجراي دقيق آن اذعان دارند.

9- براي آقاي رضايي هم اگرچه پيشرفت آراء در اين دوره انتخابات در مقايسه با دوره هاي قبل بسيار قابل توجه است و يک پيروزي بزرگ براي او محسوب مي‌شود، اما کمترشدن آراء وي از فردي مانند آقاي جليلي که نخستين بار در انتخابات شرکت مي‌کرد، پيامي روشن براي اين فرمانده بزرگ دفاع مقدس به همراه داشت که مردم هنوز به مديراني که در صحنه اجرايي و مديريتي روزآمد وارد نشدند، اطمينان کافي ندارند. آن‌ها نمي‌توانند به افرادي که مسئوليت اجرايي در سطح وزير يا معاون وزير در دو دهه گذشته نداشته‌اند، اتکا کنند.

شايد وي و قاليباف فرصت مغتنمي را در دولت آقاي روحاني به دست آورند و در مسئوليت‌هاي خطير و حساس وزارتخانه‌هاي تاثيرگذار مانند وزارت کشور و يا اقتصاد و دارايي وارد شوند تا به اندازه کافي براي چهار سال آينده تجربه اجرايي در عالي‌ترين سطح به دست آورند.

10- آقاي جليلي نيز با گفتمان انقلاب اسلامي توانست آراء همه کساني را جذب کند که توانستند از او بپذيرند که مي‌تواند مديريت انقلابي را با حفظ ارزش‌هاي بنيادي انقلاب اسلامي به منصه ظهور برساند، اما ظاهرا اکثريت شرکت‌کنندگان به اين يقين نرسيدند که با توجه به تجربه محدود او در شش سال اخير در پست حساس دبير شوراي عالي امنيت ملي، مي‌تواند در اين مسير موفق باشد.

11- آقاي غرضي کانديداي نفر آخر نيز به خوبي دريافت که ديگر دوره آن که بشود با حرفهاي خوب و منطقي اعتماد اکثريت مردم را جلب کرد، به سر آمده است. مردم به سياستمداران و تکنوکرات‌هايي که بتوانند مديران لايق و متعهد به مردم را جذب کنند بيشتر از کساني که خوب گذشته را نقد مي‌کنند، نياز دارند.

نتيجه گيري :

در يک جمع بندي کلي مي‌توان گفت انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري در ايران مانند هميشه تاريخ‌ساز شد و به عنوان نقطه عطف بزرگي ازمردم سالاري ديني در تاريخ انقلاب اسلامي به ثبت رسيد؛ در اين دوره تاريخي، اعتدال‌گرايي سکان امور را براي تشکيل دولتي فراجناحي و خردگرا و معتقد به کار گروهي به دست گرفت.

ح ب/ن م/ن م

دیدگاه های مطرح شده در این مقاله، نظرهای نویسنده است و لزوما نشان دهنده سیاست های پرس تی وی نمی باشد.
  • آخرین اخبار
  • اخبار پر بازدید
© Copyright 2010 Press TV. All rights reserved.